تبليغاتX
بهترين كد هاي جاوا جزیره عشق

جزیره عشق

                                    

نوشته شده در یکشنبه 1390/06/13ساعت 16:58 توسط شیما جون

سلام دوستای تقریبا قدیمی

امیدوارم تو این سال زیبا با هر شکوفه ای که رو درختا می شکفه یکی از دوستام به ارزوهاش برسه

فک کن

این همه شکوفه و این همه دوست خوب که به ارزوهاشون رسیده باشن. بهتر از این چی می خوایم دیگه تو این سال قشنگ

ماه پیش نتونست اپ کنم الانم می دونم خیلی دیره ولی به جبران این غیبت طولانی این دفعه دیگه دست پر اومدم

که شرمنده دوستام هم نشم.

ما خیلی از ادم معروف ها رو می شناسیم . وقتی می گیم ادم معروف همه یاد هنرپیشه ها و یا فوتبالیست ها می افتیم

ولی من امروز می خوام ادم معروف های نابغه ایرانی رو معرفی کنم

که همیشه باعث افتخارمونن.

راستی فکرش می کردین این همه ایرانی تو بهترین سمت ها فعال باشن . من قبل از تحقیق در باره این اپم 5 . 6 نفرشون رو بیشتر نمی شناختم

امید کردستانی

مدیر بازرگانی . سهامدار و معاونارشد کمپانی گوگل

                                             

حسین اسلامینچی

رئیس بزرگترین شرکت مخابرات در امریکا.شرکت پر اواز. AT&T

پروفسور محمد جمشیدی

مدیر برنامه های داخلی ایستگاه فضایی ناسا

ولی نصر

مشاور رئیس جمهور امریکا در سال   2009

کریستسنا امان پور

مدیر شبکه خبری سی ان ان

ازاده تبازاده

دانشمند ایستگاه فضایی ناسا

پروفسور توفقی موسوند

مخترع نخستین قلب مصنوعی بدن انسان

جمشید دلشاد

شهردار شهر بورلی هیلز امریکا

امیر مجیدی مهر

معاون اول بخش رسانه های دیجیتال شرکت مایکروسافت . البته سمت چپی

ماریا خرسند

رئیس کمپانی بزرگ سونی اریکسون

فرزاد ناظمی

مدیر فنی کمپانی یاهو

        

علی دیزایی

فرمانده ارشد پلیس لندن. مشاور حقوقی افسران پلیس لندن

قاسم اسرار

عضو هیئت مدیره ایستگاه فضایی ناسا

پروفسور مجید سمیعی

جراح برجسته و متخصص بیماری های مغز و اعصاب. رئیس افتخاری اتحادیه جهانی جراحان مغز و اعصاب

پروفسور بیژن داوری

معاون ارشد کمپانی IBM. بزرگترین کمپانی سخت افزار در جهان

پیر امیدیار

بنیانگذار تجارت الکترونیکی در جهان و ندیر و صاحب کمپانی بزرگ e_bye

پروفسور علی جوان

دارنده جایزه جهانی البرت انیشتنو اولین مخترع لیزر گازی

سینا تمدن

معاون اول شرکت  Apple


 بیژن پاکزاد

طراح و تولیدکننده سرشناس لباس‌های مردانه و عطر


بقیشون هم باشه واسه اپ های بعدی.

         







نوشته شده در چهارشنبه 1391/01/16ساعت 10:12 توسط شیما جون|

        بی فرهنگی یعنی...



  از قشنگی خیابونای پاریس تعریف کنیم و بعد تو خیابونای خودمون اشغال بریزیم


  بی فرهنگی یعنی به وجود یه دانشمند جهانی افتخار کنیم بعد اون دانشمند دست استاد ایرانیه خودشو ببوسه


بی فرهنگی یعنی به بچه هامون بگیم دروغگو دشمن خداست بعد تلفن که زنگ می زنه باباهه به بچش می گه بگو من خونه نیستم   


بی فرهنگی یعنی وقتی بزرگتر ها دور هم  که جمع می شن می گن این تو این مملکت ازادی بیان نداریم   بعد به بچه هاشون حتی اجازه نمی دن لباس مورد علاقشو بپوشه حالا انتخاب رشته دانشگاهی که جای خود داره 


  بی فرهنگی یعنی اینکه نمازمون و دست و پا شکسته می خونیم اونم به زور بعد تو فیلم هندی که می بینیم اونا به احترام گاوهاشون از خیابون رد نمی شن می گیم چه اخیییییییی چه معتقد و با فرهنگ


  بی فرهنگی یعنی اینکه 200نفر زن و مرد و دانشجو و غیره مجبورن سوار اتوبوس بشن چون اگه نشن باید 30 دقیقه دیگه صبر کنند بعد بیان مثل کشورهای غربی واسمون فرهنگ استفاده از وسایل نقلیه رو جا بندازن خوب بنده خداها اونا اتوبوس دارن 2 طبقه شیک و انتیک مجبورم نیستی کلی منتظرش بمونی و بعدشم وقتی می خوای پیاده شی کیفت بین جمعیت گیر کنه...  



  بی فرهنگی یعنی فوتبال نوجوانان المان و نگا کنیم و کلی کیف کنیم و به بچه هامون بگیم برو یاد بگیر بعد همون بچه که می خواد بره کلاس فوتبال و کامپیوترو غیره بگیم اوووووف مشکل از تو بزرگتر داریم توخونه فعلا تو برو درستو بخون


  بی فرهنگی یعنی اینکه شبکه یک  از فیلم های بر تر سال صحبت کنه بعد جدایی نادر از سیمین که کلی  جایزه و مدال گرفته و بهترین فیلم خارجی گلدن گلوب شد  رو اصلا در موردش ...........صحبت هم نکنه

 


  بی فرهنگی یعنی بچه به مامانش می گه مامان پاکت پفکم کجا بذارم مامانش می گه همین جا توی جوب .... نه نمی خواد..... میوفتی ......بچه می گه نه مامان بلدم......


   بی فرهنگی یعنی به ایرانی ها اعتماد نداشته باشیم . دکتر ایرانی.......؟؟؟ نه .....نه.  کالای ایرانی ....؟ نه . فرهنگ ایرانی ......؟ .نه. بعد کسی که ابراهیم تاتلس رو عمل کرد همون خواننده ی ترک یه ایرانی بود البته با افتخار 


   بی فرهنگی یعنی عابر از وسط خیابون رد بشه و ماشین بزنه بهش و در عرض چند دقیقه اون دیگه توی دنیا نباشه و بعد نگا کنی ببینی این اتفاق زیر پل عابر پیاده افتاده....


  واسه موفقیت تیم چلسی  و بارسلونا کلی خوشحال باشم بعد تو ورزشگاهامون رو سر فوتبالیست های بدبختمون صندلی های ورزشگاه رو پرت کنیم....

 


  بی فرهنگی یعنی اینکه وقتی تو فیلم های خارجی می بینیم به قوانین راهنمایی و رانندگیشون احترام می ذارن می گیم ....جامعه اینه ..... چه با فرهنگن اما خودمون تحمل نداریم چند دقیقه بیشتر پشت چراغ قرمز بیاستیم دیدین بعضی ها رو پشت سرتون ..... بوووووووووووووووووووووووووووق


  بی فرهنگی یعنی دین خودمون رو دوست نداریم و می خوایم شبیه غربی ها باشیم بعد خبرش میاد که

       لیام نیسون بازیگر مشهور هالیوود اعلام کرد که در اندیشه تغییر دین خود و مسلمان شدن است

 


   یعنی اینکه خودمون روز عشق داریم همون  سپندار مذگان روز عشق ایرانی کوروش کبیر  29 بهمن بعد همهون ولنتاین رو بعنوان روز عشق می دونیم   



  بی فرهنگی یعنی اینکه این همه مسئولین جز زدن که اصفهان مترو لازم نداره . بعد اومدن مترو زدن موقع خاکبرداری  سی و سه پل عزیز ما ترک خورد . بعد گفتن ا.... ما نمی دونستیم

 


  بی فرهنگی یعنی اینکه از دیدن اثار تاریخی غربی لذت ببریم و بعد خودمون رو دیوارهای تخت جمشید یادگاری بنویسیم



  بی فرهنگ جامعه ایه که تعداد صندوق صدقاتش بیشتر از ستطل اشغال تو معابرش هست


  به هوش غربی ها غبطه می خوریم ولی اینو نمی دونیم که گوگل رو 11نفر تاسیس کردن و از اون 11 نفر یکیشون یه ایرانیه


      ولی خودمونیم ها کلا ما ایرانی ها نه اینکه فرهنگ نداشته

               باشیم ... حالشو نداریم اجراش کنیم.



 

            



        

      

 

 


    






نوشته شده در چهارشنبه 1390/11/12ساعت 18:11 توسط شیما جون|

  سلام

می خوام در مورد یه مطلب جالب بنویسم  ..... حجاب .....   

الان تو هرکدوم از خیابون های اصلی شهر که باشیم گشت ارشاد می بینیم گشت ارشاد برای مبارزه با بدحجابی

من با این مسئله مشکل دارم

من می گم ساده ترین و پیش پا افتاده ترین مسئله تو دین اسلام حجاب هست صبر کنید زود قضاوت نکنید دلیل دارم واسش

خیلی خودم درگیر عرف و این مسائل نمی خوام بکنم علمی هم نمی خوام صحبت بکنم فقط چیزهایی که دارم می بینم و شاید هر روز باهاشون سرو کار دارم.

من اصفهان که درس می خوندم یه استاد استاد فرهیخته ای داشتم بنام دکتر نکهت ایشون تعریف می کردن یه روز یه خانومی به قول معروف خیلی فشن اومدن پیشم بعد اون دختر به استاد می گه که من دوست دارم نماز بخونم ولی بیشتر از اون دوست دارم همیشه ناخن هام لاک داشته باشه  حلا می خوام بدونم اگه من همیشه دست هام لاک داشته باشه می تونم وضو بگیرم یعنی وضوم درسته؟؟؟(قابل توجه یه عده که شاید ندونن اینکه روی لاک نمی شه وضو گرفت باطله)

بعد استادم باخودشون می گن اگه به این دختر بگم که نمی شه خوب این نمازش نمی خونه لاکشم می زنه

تصمیم گرفتم بهش بگم نه..........

عیبی نداره می تونی این کارو بکنی نمازت هم با لاک درسته...........

استادم گفتن ترم بعد اون خانم اومدن پیشم واسه ی تشکر 

با یه چهره کاملا موقر و خیلی متین واینکه پوشش چادر رو واسه خودش انتخاب کرده بود

 تیپ و قیافه ای که من شوکه شدم چند بار سوال پرسیدم شما همون خانومید؟؟

خوب این مقدمه بود

حالا نظر خودم

من می گم اون خانم پوشش چادر رو انتخاب نکرد در درجه اول

بلکه  اول خدا رو قبول کرد

خدارو کاملا شناخت

عاشقش شد و خواست که همیشه باهاش بمونه

وقتی عشق خدا رو چشید وقتی مهر و محبت خدا تو دلش ریشه دوند

چشمشو رو زیبایی های دنیا بست نخوست دیگه فشن  و خوشگل باشه واسه مردم

خواست زیبا باشه واسه خدا برای همیشه عاشقش باشه

واسه همین چادری شد

من مطمئن ام اون دختر دیگه تحت هیچ شرایطی به زندگی قبلیش بر نمی گرده

چون خدا رو خودش شناخته

و محبت و حضورش حس کرده

و حالا بحث من .....

من می گم به جای اینکه بیان به ملت گیر بدن ای خانم یا اقا

حجابتو درست کن بیان مردم خداشناس کنن نخندین ....

چون می شه

خیلی هم دور از واقعیت نیست

مردم باید با خدا اشنا بشن 

و اونم کار ما نیست

 الان هرکدوم از سران سیاسی کشور ها و همچنین کشور خودمون مشاور روانشناس دارن از رئیس جمهورش کوچیک کوچیکش که یه جورای از طریق رسانه با مردم ارتباط دارن

که مثلا فلان مطلبو که می خواین بیان کنید این حرکت دست داشته باشین تا حرفتون تاثیر گذارتر باشه.......

که اصولا هم این روانشناس ها تحصیلاتشون خارج از کشور بوده

این مسئله خداشناسی هم تدبیر اوناست

اونا باید یه راه حل درست و حسابی بدن دست ما

الان تو کشور های خارجی هم همین مسئله مطرح هست

دقیقا مثل درونی کردن ارزش ها

خدا هم باید برامون درونی باشه

بعد خود به خود حجاب هم تو جامعه درست می شه

خیلی سادست

ولی اگه بخوایم یه ملت به ظاهر مذهبی و مسلمون داشته باشیم

خیلی راحت می تونیم این کارو بکنیم

می تونیم سر هر کوچه ای یه گشت ارشاد بذاریم

که به حجاب مردم گیر بدن

راه و بی راه

مردم هم چون مجبورن این کارو انجام می دن

مثل الان ....

تو این جامعه باید انتظار این مسئله رو داشته باشیم که با  یه تهاجم فرهنگی ساده

سریع از هم بپاشه

دیگه صحبت از جنگ نرم امریکا و غرب هم بمونه واسه روشنفکرای فردا

که قراره یه حال اساسی به ایران بدن

و اینکه

 الان اینقدر که کلاه شرعی سر هم گذاشتیم

خودمون اسلام اونطوری که می خوایم معنی می کنیم و ازش استفاده می کنیم

البته ما که نه

اونا که قدرت دستشونه

از اسلام بیزاریم

و اسلام رو کنار خودمون نمی بینیم

مقابل خودمون می بینیم



نظر شما چیه؟؟؟

البته من این این پوشش هارو اصلا تایید نمی کنم

ولی راه برخورد باهاش این نیست که نیست

از ما گفتن بود

از بقیه نشنیدن

اینم نتیجه ی همونایی که بالا گفتم..........




 دکتر شریعتی

 من در خارج

اسلام رو ديدم اما مسلمون نديدم.

اما تو كشور مسلمون ديدم

ولي اسلام رو نديدم.



نوشته شده در جمعه 1390/10/02ساعت 3:0 توسط شیما جون|

                               

    سلام


    یه سلام برفی


    با یه چایی داغ


داشتم فکر می کردم که پست جدیدم در مورد چی باشه

نمی دونم شاید چون تازه وب نویسی رو  شروع کردم تو انتخاب موضوع اینقدر وسواس دارم

یاد یه شعر قشنگ افتادم

گفتم بد نیست اون باشه موضوع اپم

راستی یه چیز دیگه

امروز دختر دایی ناز من ایناز خانومی اولین برف زندگیش می بینه

خیلی دوسش دارم

و بهش تبریک می گم

پارسال این موقع داشتیم واسش اسم انتخاب می کردیم

با اجازه مامان جون و بابا جونش حتما یکی از عکس های نازش میذارم




                     


    اینم اون شعر قشنگه که می خواین در موردش نظر های قشنگترتون بذارین


    اخرین روز دلم می گیرد

    خسته از جور زمان

    خسته از مردم بد حال جهان

    عاشقان خسته عاشقان تنها

    و چه شهر سردی

    کوچه ها سرد و سیاه

    مردم بی رمق . افتاده زپا

    و دلم

    اه...

    چقدر سرد و سیاه

    و شفق بوی کبودی دارد

    و چرا نیست ندایی که به مردم برساند وحی

    من بخود می بالم که از این شهر غریب

    با خودم خواهم رفت

    ته ان سوی خیال

    به امید وحی...

 

   

    به پیشنهاد یکی از دوستان می خوام اگه شد زود به زود اپ کنم



    راستی تو جزیرم برف اومده

    خوب خودتون بپوشونید یه وقت خدا نکرده سرما نخورید



                                            

نوشته شده در شنبه 1390/09/05ساعت 10:28 توسط شیما جون|




شاید خیلی از ما چارلی چاپلین رو خیلی نمی

شناسیم. فقط در این حد که می دونیم یه هنرپیشه

طنز تو کارهای صامت بوده که خوب...تونسته خیلی تو

 کارش موفق بشه. واسه نوشتن این پست یه گشتی

 زدم تو اینترنت دیدم تو همه وبلاگها و سایت ها از این

 هنرمند عزیز خیلی مطالب مفصل و کاملی هست

واسه همین من فقط به همین جمله ها که تقریبا می

 شه گفت دلنوشته های چارلی چاپلین اکتفا می کنم
اینطوری خیلی هم بهتره نه؟؟؟






To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی كه دلت درد بگیره



To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینكه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری


To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یك جای خوشگل بری



To listen to your favorite song in the radio
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی
 


To go to bed and to listen while it rains outside
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی


To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم كه اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !




To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
كسی كه معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن كنه



To find money in a pant that you haven't used since last year.
توی شلواری كه تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌كردی پول پیدا كنی


To laugh at yourself looking at mirror, making faces. 
برای خودت تو آینه شكلك در بیاری و بهش بخندی !!!
 


Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی كه ساعتها هم طول بكشه



To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی


To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوی كه یك نفر داره از شما تعریف می‌كنه



To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی كه چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی ! 


To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش كنی كه شخص خاصی رو به یاد شما می‌یاره



To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه كنی 


To make new friends.
دوستای جدید پیدا كنی



To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !




To see people that you like, feeling happy
كسانی رو كه دوستشون داری رو خوشحال ببینی



See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید كه فرقی نكرده 




To have somebody tell you that he/she loves you.
یكی رو داشته باشی كه بدونید دوستت داره









 
نوشته شده در چهارشنبه 1390/08/11ساعت 1:30 توسط شیما جون|


اینجا  خونه ارزوهامه                                                                   

البته تو جزیره عشقم خیلی دوسش دارم ....... اینجا نه ماشینه ......نه قبض گاز و اب و برق و تلفن.....نه چک و سفته.....نه سینما...... نه پمپ بنزین یا گاز........... نه بچه های خیابونی و متکدی............نه سرو صدا و شلوغی.....نه تلویزیون LED......نه ماکروویو.....نه ایستگاه اتوبوس ....نه دانشگاه و خستگی هاش.......تازه شاید باورتون نشه اینجا حتی رایانه و نوت بوک هم نیست ؟؟؟                                                                                                                                                                                                                    

 ولی دوسش دارم                                                                                                                             

چون اب و هواش خوبه ...... تازست ...... میشه توش ریه هاتو پر از اکسیژن کنی با تمام وجودت......تو کلبم البته همیشه چایی و شکلات هست .....یه کاغذو قلمم همیشه روی میزم .....اینجا تو جزیرم خیلی سحر خیزم  ....     ورزش می کنم......شادم ........ البته من توجزیره تنها نیستم چنتا همسایه هم دارم ولی خیلی دوسشون دارم......غیبت نمی کنم ... دروغ نمی              گم..........نمازخوندنم نمی دونی چه حالی داره اونجا..........انگار بیخ دل خدا نشستم.......با اهسته ترین صدای ممکن ته ته دلم باهاش حرف میزنم .............اونم با مهربونی هرچه بیشتر   جوابمو میده.......  خدا جونم اینجا همیشه پیشمه                                                                                   

خلاصه جزیرم خیلی دوستداشتنیه .... خوشحال میشم بهش سر بزنید مهربونا                                                                                              





                                                                                                                      


                                                                                                                       



سفر ایستگاه»


.................قطار مى رود............................
.................تو مى روى...............................
..................تمام ایستگاه مى رود................
..................و من چقدر ساده ام...................
..................که سال هاى سال.....................
..................در انتظار تو.................................
..................کنار این قطار رفته ایستاده ام......
...................و همچنان...................................
...................به نرده هاى ایستگاه رفته...........
....................تکیه داده ام................................




یادش گرامی  

دکتر قیصر امین پور می گم



دلیل انتخاب این شعر اینه که زندگینامه این هنرمند اولین پژوهشم تو ترم اول دانشگاه درس فارسی عمومی بود من اون درسمو تو پایتخت فرهنگی ایران ...اصفهان عزیزم پاس کردم که من با شورو ذوق بسیار اون تحقیقمو انجام دادم

واسه همین خیلی این شعر واسم عزیزه و ازش خاطره دارم

فقط همین.




البته ارامگاه قیصر عزیز اینطوری نبود ..... الان خیلی بهتر شده





 

حافظم که این جا کلا می طلبید .... البته شعرهای حافظ همه جا می طلبه












 












نوشته شده در چهارشنبه 1390/07/13ساعت 4:21 توسط شیما جون|


آخرين مطالب
»
» ادم معروف های ایرانی...
» بی فرهنگی یعنی...
» ✫ ✬ ✭ ✮ کوچه ها و مردم قبل از گشت ارشاد به چی نیاز دارند..........؟؟؟
» هوای برفی
» چند خط با چارلی چاپلین
» خونه ارزوهام ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿

Design By : Pichak